در صورت هر گونه مشکل با شماره های واحد پشتیبانی یا از طریق پشتیبانی ما ما در ارتباط باشید

تحقیق در مورد تاثیر عوامل انتقادی در تئاتر

تحقیق در مورد تاثیر عوامل انتقادی در تئاتر تحقیق در مورد تاثیر عوامل انتقادی در تئاتر

544 صفحه word |فونت tahoma سايز 14| قابل اجرا در آفيس 2010 و نسخه هاي جديدتر|قابل ويرايش و آماده چاپ

بخشی از تحقیق

ادبیات و نقادی در روم باستان

آغاز ادبیات قوم رومی را از وقتی می دانند که تمدن و فرهنگ یونانی دربین این قوم منتشر گشت. قبل از آن دوره اطلاعات کافی از وجود ادبیات لاتینی در دست نیست. بطور کلی، اگر ادبیات محلی و بومی هم قبل از نفوذ تمدن و فرهنگ یونان در روم وجود داشته است اکنون از آن اطلاعی نیست. در واقع هر قدر رومیها در متون سیاست و حرب مهارت داشته اند از ذوق و معرفت بی بهره بوده اند و فقط وقتی با عوالم ذوق و هنر مربوط شدند که یونان را تسخیر کردند و به منبع حکمت و ادب راه یافتند. (1) به طور کلی، پیش از آنکه این قوم از منبع ذوق و قریحه یونانی کسب فیض کند از خود تقریبا هیچگونه ذوق و قریحه یی نشان نداد. این نکته را، حتی شاعران این قوم بعدها اعتراف کردند. ویرژیل ، شاعر قرن اگوست، با سرفرازی و افتخار اقرار می کرد که قوم روم برای هنر آفریده نشده است بلکه جهت تسلط به وجود آمده است. (2) در حقیقت، فن تاتر بواسطه بی وقوفی و کژ ذوقی مردم هرگز در روم رونق و شکوه یونان را نیافت و همواره در حال انحطاط بود . عامه مردم به تفریحات خشونت آمیز خود بیشتر راغب بودند تا به تاتر و نمایش . نوشته اند که وقتی در تماشاخانه یی اثری از ترانس شاعر رومی را نمایش می دادند، ناگهان خبر رسید که رقاص بندبازی پدید آمد و به بازی مشغول است. همه تماشاییان به شنیدن این خبر از تماشاخانه بیرون آمدند و به نظاره او رفتند. این خشونت ذوق مخصوص عامه نبود؛ رجال و زعمای قوم نیز از سایرین بهتر نبودند. (3) رومیها قبل از آشنایی با فرهنگ یونان در چنین احوالی بودند. اما فتوحات نظامی روم و آشنایی این قوم با امم مجاور دریای مدیترانه اندک اندک در ذوق و فکر آنها رسوخ کرد. این فتوحات در روح ملت روم تغییرات کلی داد، و بیشتر این تغییرات نتیجه نفوذ و تأثیر تمدن یونان بود . نفوذ و رسوخ تمدن و فرهنگ یونانی مقارن قرن دوم قبل از میلاد در روم آشکار گشت . فرهنگ و ادب یونان در عین آنکه قلب و روح رومیها را تلطیف کرد، افق نظر آنها را نیز توسعه بخشید، ذوق آنها را برانگیخت، و قوه خیال آنها را تشحیذ نمود. رفته رفته تلکم به زبان یونانی مزیتی بشمار می رفت و اشراف و اعیان مملکت عادت کردند که اطفال خود را برای تعلم بلاغت و ادب یونانی،  یکچند به آتن و یا جزیره ردس بفرستند. طولی نکشید که در روم به تقلید از ادب یونانی پرداختند. اولین شعرا و نویسندگان لاتین کسانی مانند پلوت و ترانس و انیوس بودند که اولین نقادان روم هم بشمارند اما هیچکدام هم از اصل و نژاد رومی به شمار می‌آمدند.

بدینگونه بود که ادبیات لاتینی به وجود آمد و از ادبیات یونانی سرمشق گرفت. عده ای از مردم روشن رأی و جهاندیده نیز رفته رفته به ادبیات علاقه ورزیدند و اندک اندک نظر استحقاری که مردم نسبت به شعر و ادب داشتند تعدیل یافت. (4)

در فن تقادی، از جمله کسانی که در بین رومیها در خور ذکرنده یکی لوسیوس ایلیوس استیلو می باشد که در مکتب اسکندریه تربیت یافته بود و سعی داشت توجه هموطنان خود را به زبان و ادبیات قدیم لاتین جلب کند و تحقیق و تتبع بسیار جالبی هم در باب آثار پلوت شاعر لاتینی نمود، دیگر مارکوس ترنیتوس و ارو (ق م 27) که تألیفات بسیار در رشته های مختلف کرده است و از آنجمله آنچه باقی است کتابی در باب زبان لاتینی داشته است که جزء اول آن به کلی از میان رفته است و نیز تحقیقات استاد خویش استیلو را در باب پلوت تکمیل کرده است. از سیسرو، خطیب معروف، و سزار یعنی قیصر، نیز در تاریخ نقد و ادب روم باید یاد کرد. (5)

سزار، یعنی قیصر معروف، با وجود اشتغالات نظامی و سیاسی به ادب و بلاغت عنایتی داشت، هرچند مثل عامه مردم روم ادبیات، و علی الخصوص خطابت و بلاغت را وسیله و افزاری برای عمل و سیاست تلقی می کرد. کتابی از وی باقی است در باب جنگهایی که وی در ایالت گالیا و در فرانسه امروز کرده است؛ لیکن کتب و رسایل دیگری هم داشته است که از میان رفته است؛ از جمله دو رساله در باب تشبیه و قیاس (Analogia) داشته است که امروز جز بعضی منقولات از آنها در دست نیست. درین دو رساله ها چنانکه محققان گفته اند قیصر در صدد آن بوده است که زبان لاتین یعنی « زبانی را که هنوز هیچ قاعده یی و هیچ دستوری نداشته است تحت ضابطه درآورد» و درین نیت قیصر بخوبی می‌توان این نکته را دریافت که نقد رومی، برخلاف نقد یونانی بحث و تحقیق صرف در مسایل نظری نیست بلکه جنبه عملی دارد و متوجه هدف و غایتی عملی است. (6)

 

سیسرو

سیسرو، خطیب معروف نیز در باب بلاغت و اصول خطابه بحثهایی دارد که از لحاظ تاریخ نقد قابل ملاحظه است. در باب خطابه، که گذشته از مجالس ملی در محاکم نیز مورد حاجت بود، رومیها عنایتی خاص می ورزیدند و چون این فن جنبه عملی داشت، بیشتر از شعر با طبع و ذوق سودجوی رومی موافق بود. در هر صورت ، سیسرو در باب بلاغت سخنانی دارد که از آنها می توان اصولی در باب بیان و اسلوب سخنوری استنباط کرد. از جمله رساله بروتوس (Brutus) تاریخچه یی از متن بلاغت را با تحلیل مختصری از سبک بیان سخنوران رم عرضه می کند. رساله خطیب (De Oratore) او نیز خود شاهکار فن بلاغت رومی است. در این رساله سیسرو نخست این نکته را خاطرنشان می کند که بلاغت موهبتی است ، کسبی و عاریتی نیست بنابراین آن را نمی توان از روی فن خطابه آموخت، چیزی که هست، اگر کسی از این موهبت فطری بهره مند باشد، با تمرین و ممارست در فن خطابه می تواند در کار بلاغت امتیازی به دست آورد و سرآمد اقران گردد. سیسرو تحت تأثیر ارسطو غایت خطیب و سخنور را با غایت  فیلسوف و حکیم فرق می نهد. می‌گوید هدف خطبا بیشتر تحریک و تهیج است اما حکما و فلسفه جز اقناع و تسکین غرضی ندارند، و از همین رو هر کدام از علم و خطابه، دارای سبک بیان خاصی باید باشد که سیسرو مختصات هر یک را به شرح بازمی گوید. در باب شعر و شاعری نیز سیسرو عقایدی دارد و رأی او را در این باب باید از خطابه معروف او به نام « دفاع از آرکیاس» (pro Archia) استنباط کرد که خطیب رومی آن را در مقام دفاع از شاعری به نام آرکیاس ایراد کرده است. (7)

 

 

 

 

هوراس

بعد از سیسرو، کسی که در ادبیات قوم رومی، از جهت نقادی اهمیت دارد هوراس شاعر است. این هوراس ( 8-65 ق.م) در جوانی به یونان سفر کرد و در آنجا با عقاید و افکار مشائیان و همچنین اصحاب ابیقور آشنایی یافت. در روم با ویرژیل و مسن دوستی گزید و در مصاحبت آنها زندگی را به سرآورد. آثار او چندان زیاد نیست و از پاره یی قصاید و هجویات و نامه های منظوم تجاوز نمی کند. بحث در باب شاعری هوراس و اسلوب  سخن او در این صحایف مورد نظر ما نیست، آنچه مقصود و مراد ماست بیان عقاید و آراء او در باب نقد ادبی و هنر شاعریست این آراء و عقاید را در نامه های منظوم او می توان یافت. از جمله در نامه هایی که خطاب به آگوست سروده است (EpistulaII , I)  به مناسبت صحبت از شعر و شاعری پیش می آورد و بر کسانی که فقط شعر قدما را تحسین می کنند و به شعر معاصران اعتنایی ندارند می تازد و بین پیشینیان و نوآمدگان به داوری می‌پردازد. در نامه منظوم دیگری (Epistula II,2) خطاب به ژولیوس فلوروس با لحنی آکنده از نیش و طنز و استهزاء سخن از شاعران کم مایه و پر ادعا می راند و از اینکه توجه عامه به امور ذوقی رفته رفته روی به ابتذال نهاده است با لحن پر از تأسف یاد می کند. (8) در منظومه دیگر که خطاب به پسران پیزون است، شاعر با لحنی دلکش و زیبا برای این جوانان نوخاسته که می خواهند به کار شاعری آغاز کنند، از فن شعر گفتگو می کند. درین منظومه که آن را فن شعر (Ars poetica) نیز می گویند ، شاعر به بیان آراء و عقاید خود در باب شعر و شاعری می پردازد. وی خشونت و تازه کاری و بی تجربتی گویندگان قدیم را به دقت انتقاد می کند و اصول و قواعدی برای شعر و علی الخصوص برای اشعار دراماتیک بدست می دهد. توصیه می کند که در شعر و هنر، عقل و منطق باید حاکم و قاهر باشد. می گوید اگر عقل و منطق مبدأ و منشأ اثر شاعر نباشد ممکن نیست آن اثر زیبا و دلپسند افتد. نظم و ترتیب در تألیف، و وحدت و یکرنگی در موضوع، بایستی همواره ملحوظ نظر شاعر باشد. اگر وحدت و سادگی در موضوع، مورد نظر قرار نگیرد، بهیچوجه آن موضوع نمی تواند چنانکه باید بخوبی بیان گردد. شاعری کاری آسان نیست و آن را نباید ساده و سرسری گرفت. آنچه در شعر لازم است تناسب وحدت است . لیکن رعایت تناسب و وحدت کار سهلی نیست. (9) در حقیقت هوراس برخلاف ارسطو، در فن شعر خویش نظریه و فرضیه ادبی خاصی مطرح نمی کند. رساله منطقی و استدلالی نمی نویسد و فقط خود را به این سرگرم می دارد که شاعران و نویسندگان بیهنر مسخره کند. معذلک، عقاید او را در باب شعر می توان به سه اصل برگرداند؛ اول آنکه شعر، فنی شریف و جدی است نه اینکه وسیله تفریح در مجالس باشد؛ دوم آنکه، بهمین دلیل، شعر، فنی مشکل است و مهارت و براعت در آن به آسانی دست نمی دهد؛ سوم آنکه اگر کسی بخواهد به شعر اشتغال جوید تنها راه درست آن تتبع و تقلید از قدماء یونان است. (10)

 

دوره امپراطوری

در دوره امپراطوری ، دوره یی که بعد از هوراس و ویرژیل بوجود آمد، جامعه رومی بسوی انحطاط عجیبی گرایید. مفاسد و قبایح اخلاقی ، علی الخصوص در بین اشراف و اغنیا، رواج فوق العاده داشت. در اشعار ژوونال، شاعر معاصر تراژان، نمونه های بسیاری از بین قبایح را می توان یافت. مع ذلک فراغت از جنگهای داخلی و امنیت و آسایش و رفاه، مردم را به ادب و صنعت متمایل کرد، هرچند در دوره امپراطوری ادب و هنر روی هم رفته عمق و عظمت دوره اگوست را نداشت و گویندگان بزرگی از قبیل ویرژیل و هوراس را پدید نیاورد در عهد حیات سیسرو، صرف عمر در مطالعه آثار ادبی عیب بود لیکن در دوره امپراطوری مردم بدینکار رغبتی می ورزیدند. (11)

 

سنکا

از نقادان این دوره، یکی سنکا (م 65- 4 ق م) ، حکیم و نویسنده معروف رومی است که مربی نرون امپراطور بود. وی فنون بلاغت را از پدر خود که معلم فن خطابه بود آموخت و چندی در محاکم عدلیه، حرفه وکالت را پیش گرفت. (12) سنکا در اخلاق و فلسفه تحقیقات لطیف دارد که درینجا مورد نظر ما نیست اما از مکاتبی او مطالبی در باب بلاغت استنباط می شود که از لحاظ تاریخ نقد اهمیتی دارد. از جمله یکجا از شیوه بیان سخن می گوید و خاطرنشان می کند که طریقه بیان باید طبیعی باشد و نویسنده باید سعی کند که آنچه را می اندیشد بنویسد، و پیرامون تکلفات و تصنعات نگردد و حتی می گوید اصول و قواعد بلاغت را باین شرط می توان قبول کرد و در سخن بکار بست که بیشتر فکر و اندیشه گوینده را انشان دهد نه مهارت و حذاقت او را در سخنگویی و در نامه دیگر توصیه می کند که بسیار خواندن فایده ندارد، باید آنچه را خوانده می شود با دقت خواند. کسی که هر کتابی را می خواند و می گذرد از آن سودی نمی برد. مطالعه کتاب برای کسی سودمند می افتد که بکوشد با روح و اندیشه نویسنده آشنایی بیابد. (13)

 

کنتی لین

دیگر از ناموران این دوره کنتیلین است، متوفی در 95 میلادی، که از استادان فن بلاغت بشمار می رود. وی در حدود سنه 25 میلادی در اسپانیا بدنیا آمد و در روم به تحصیل پرداخت. چندی وکیل دعاوی بود و سرانجام به سمت استادی خطابه منصوب گشت. کنتیلین نخستین کسی بود که در رم با حقوق دولتی به سمت استادی برگزیده شد. پلین جوان، نویسنده معروف، و هادرین که بعدها به امپراطوری رسید، از شاگردان او بودند. از سه کتابی که در تاریخها به نام او ضبط کرده اند، کتابهای فن بلاغت و انحطاط فن خطابه از میان رفته است و فقط کتاب تربیت سخنور از او باقی است که از لحاظ اشتمال بر نقد عملی اهمیت بسیار دارد. درین کتاب کنتیلین بیان می کند که کودک را چگونه باید تربیت کرد تا سخنور گردد. از این رو مجالی پیدا می کند که در باب کتب و آثار نویسندگان اظهار عقیده کند و آنچه را خواندنش برای سخنور لازم است توصیه نماید.

کنتیلین درین کتاب مطالعه آثار قدمای یونان و روم را برای خطباء جوان ضروری می داند و این همان سخنی است که هوراس نیز به شاعران جوان تعلیم می داد. کنتیلین در ضمن توصیف گویندگان و نویسندگان رومی و یونانی، گاه سخن را به نقد آنها می کشاند و این همان نقد عملی است که در فوق بدان اشارت رفت. (14)

تاسیت

دیگر تاسیت مورخ و وقایع نگارست که در اوایل قرن دوم میلادی (119) در گذشته است. وی کتابی دارد به نام گفتگو در باب سخنوران که به صورت گفتگویی است بین یک شاعر و دو خطیب سخنور. مدتها نیز آن را کنتیلین نسبت می دادند اما اکنون در انتساب آن به تاسیت محققان را تردیدی نیست.

در این رساله، تاسیت مساله مقایسه بین شعر و خطابه را مطرح می کند و همچنین در باب مقایسه پیشینیان و نوآمدگان سخن می گوید و سرانجام به بحث در باب اسباب انحطاط فن سخنوری می پردازد. در دنبال موضوع « نزاع پیشینیان و نوآمدگان» با قدرت و حرارت خاصی علل انحطاط سخنوری را در روم بیان می کند. این رساله قطعاً از مهمترین آثار انتقادی در ادب روم محسوب تواند شد. در واقع هر چند یک جا از سیسرو هم انتقاد می کند اما طرز برخورد با مسایل و همچنین طرز حل مسایل در نزد تاسیت تا حد زیادی تحت تأثیر سیسرو به نظر می رسد. وی درین رساله مقام ارجمندی برای شعر قائل شده و آن را اساس سخنوری و بلاغت می شناسد. (15)

 

فترت و مسیحیت

قرن سوم میلادی که دوران آشوبها و اغتشاشهای سیاسی بود دوره نزع و احتضار شعر و ادب لاتین محسوب می شد. بسختی می توان ادعا کرد که ملت روم درین دوره ادبیاتی داشته است. درین دروه، دیگر از آنچه « روح رومی» گفته می شد اثری نبود. این روح در عصر مارکوس اورلیوس، تحت سیطره و نفوذ فرهنگ و تمدن سریانی داده بود. این تأثیر و نفوذ فرهنگ سریانی در سیاست و دین و فرهنگ و هنر روم آشکارا جلوه می کرد. سنن قدیم بتدریج تحت استیلابی بدعتهای جدید متروک و منسوخ می گشت و عروض این احوال موجب می شد که در کار شعر و ادب نیز فتوری و خللی روی نماید و ادب رومی دچار جمود و برودت گردد و در نقادی نیز اثری جالب ظاهر نشود. (16)

برای، بطور خلاصه، غایت و هدف رومیها، در نقد شعر مقصور به بحث در اصول حماسه و درام و در نقد نثر مقصود به امر بلاغت و خطابه و تاریخ بوده است. در آنچه به تحقیق راجع به بلاغت مربوط بود به تفاوت بین سبک بیان در هر مورد از موارد مربوط به مقتضیات احوال توجه بسیار کردند. و غرض آنها در این علاقه یی که نسبت به بلاغت اظهار می‌کردند این بود که سخنوران را در واقع برای مشاجره در فوروم [1] آماده کنند و حتی پس از آنکه فوروم از جوش و خروش مشاجرات افتاد و دوره استبداد قیاصره فرا رسید، باز توجه رومیها مقصور بر فنون سخنوری بود لیکن بطور غیرمستقیم این امر در تهذیب زبان لاتینی مؤثر بود و تاثیری بسیار قوی داشت. (17)

در نقد رومی ها، تا آنجا که به لفظ و عبادت مربوط می شد توجه بیشتر به رعایت اعتدال در بیان، دقت در انتخاب الفاظ سنجیده، و سعی در حفظ وحدت بین اجزاء کلام معطوف بود.  یک عیب عمده نقد آنها این بود که توجه زیادی به انگیزه های روانی و آنچه ناشی از عواطف و احساسات انسانی بود نداشت و به همین سبب بیشتر در قالب و ظاهر در پیچید و متوقف ماند. بطور کلی شاید برای رومیها که جز در پی مطالب علمی و سودمند نمی‌رفته‌اند و هر چیز را باعتبار سود و منفعت آن نگاه می کرده اند،  نقد ادبی و نقد شعر مطالبی فوق العاده نظری و غیرعملی بوده است و ازین رو هرگز آن را بجد دنبال نکرده اند. از این جهت رومیها نقد را بصورت فن خطابه و فن نحو درآوردند و باقی مباحث را به یونانیها واگذشتند که همچنان سرگرم مباحث نظری بودند. (18)

1- زرین کوب، عبدالاحسین، نقد ادبی، جلد اول، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، 1361،ص 312 و 313.

2- همان، ص 313.

3- همان، ص 314.

4- همان، ص 315.

5- همان، ص 316.

6- همان، ص 316 و 317.

7- همان، ص 317.

8- همان، ص 319.

9- همان، ص 320.

10- همان، ص 321 و 322.

11- همان، ص 323.

12- همان، ص 324.

13- همان، ص 325.

14- همان، ص 326.

15- همان، ص 327.

16- همان، ص 328.

17- همان، ص 328 و 329.

18- همان، ص 329.

الف-2) نقد جدید

 ادبیّات و قرون وسطی

       در هر حال تا آنجا که ارتباط به ادبیّات و نقد ادبی دارد جامعۀ قرون وسطی که بر اساس  نظام فئودالی استقرار داشت مخصوصاً در دوره بعد از تماس با دنیای اسلام آثار ادبی ارزنده یی در زبانهای محلّی به وجود آورد که از آنجمله در ادب فرانسوی شانسون دو رولان ( اوایل قرن12)، در ادب اسپانیایی منظومۀ ال سید ( حدود 1140 ) و در ادب آلمانی منظومۀ معروف به نیبلونگون لید ( حدود 1200 ) نمونـه های بر جستۀ آنست و مهمترین آنها که شاید بزرگترین اثر ادبی همۀ اروپا در تمام قرون شناخته میشود منظومۀ عظیم کمدی الهی ( حدود 1300 ) است که اثر دانتۀ ایتالیایی است.1

    از لحاظ تاریخ دنیای قرون وسطی با سقوط تدریجی روم در مقابل هجوم روز افزون قبایل بربر سر بر آورد.2 در هر حال آنچه در سخنان این نخستین بنیانگذاران قرون وسطی برای ما در خور توجه است علاقه یی است که آنها به نحوی بارز یا خفی نسبت به فرهنگ عهد شرک نشان داده اند. درست است که این علاقه متضمن تشویق وتأیید نیست اما حاکی است از احساس ضرورت ارتباط بین دنیای مسیحی ودنیای روم و یونان عهد شرک. در حقیقت مسیحیت هم – مثل یهودیت روم و اسکندریه - از خیلی قدیم تحت تأثیر فرهنگ یونانی درآمده بود و بعضی آباء کلیسا حتی امثال پطروس و یوحنا را هم با این فرهنگ به کلی بی ارتباط نمی دانستند.3

ارزیابی میراث دانته

      سخن در باب قرون وسطی را، وقتی بحث ادب و یا نقد ادبی در میان باشد، بدون ذکری از دانته نمی توان بپایان برد چرا که در تمام این دوران هزار ساله و قرنها بعد از آن، وی همچون یک قهرمان بزرگ در تمام ادبیّات جهان غربی، یکتاست و حتی وجود او می تواند برای سراسر قرون وسطی، با تمام اعتراضاتی که بر آن کرده اند مایۀ افتخار واقعی باشد. دانته آلیگیه ری (1321ـ1265) اولین شاعر ایتالیایی در واقـع آخرین چهرۀ بزرگ ادبی در قـرون  وسطی محـسوبست امـا وی با قدرت و مـهارت بی نـظیری توانـست این « ده قرن خاموش » را که به قول کارلایل در پشت سر داشت در اثر عظیم خویش ـ کومدی الهی ـ به صدا در آورد و با این صدای مهیب پر طنین تمام گذشته و شاید آیندۀ ادبی ایتالیا را قلمرو حکومت ابدی خویش سازد.4 دانته غزلهایی نیز سروده است که البته از جهات متعدد جالب است و مجموعۀ آنها « زندگی جدید » نام دارد چنانکه رساله یی هم بنام « مهمانی » دارد که معرف تفکر مشایی اوست. معهذا آنچه بیشتر معرف آراء وی در باب مسایل مربوط به نقد ادبی است به لهجه ایتالیایی نیست. به زبان قدیم لاتینی است و عنوانش هم عبارتست از « در باب سخنوری عامه ». در حقیقت دانته آنچه را در رسالۀ مهمانی برسبیل اجمال مطرح کرده بود، بتفصیل درینجا مورد بحث قرار می دهد و می کوشد تا ثابت کند که برای شعر، زبان عامه – زبانی که خود وی کومه ی الهی رابه آن زبان نظم کرد – بسیار قویتر، مناسب تر و طبیعی تر است. اهمیت این رسالۀ دانته که در تاریخ تحول نقد ادبی اروپا حیثیت ممتازی دلرد مخصوصاً درین است که نویسنده به مسألۀ قالب و زبان عنایت مخصوص نشان داده است چنانکه در باب اهمیت زبان پیراسته، و در این نکته که شاعر برای نیل به کمال می بایست در انتخاب الفاظ دقت و اهتمام به خرج دهد و به آنچه دادۀ طبع و قریحه است اکتفا نکند وی به قدری تأکید کرده است که بیش از آن ممکن نیست. آداب و حدودی هم که برای استعمال لهجۀ محلی در شعر توصیه کرده است چنان دقیق و احتیاط آمیزست که نشان می دهد نویسنده با وجود علاقه یی که به زبان محلی خویش و با وجود اعتقادی که به توانایی آن زبان در بیان مضامین عشقی و نظایر آن دارد، نفوذ زبان لاتینی و قواعد و اصول مربوط به فن شعر قدما را همواره در خاطر می پرورد و به آن اهمیت بسیار می دهد.5

    رسالۀ دانته دربارۀ سخنوری عامه با آنکه در قرن بعد از وی چندان شهرت ورواج نیافت لیکن اساس نظریۀ مربوط به آن شیوه سخن سرایی را که خود وی از آن به عنوان « سبک شیرین نو » تعبیر می کند متضمن بود، طولی نکشید که از تأثیر آن و مخصوصاً از تأثیر شاهکار عظیم نویسندۀ آن، شعر نوزاد ایتالیایی،دورۀ قرون وسطی را پس پشت گذاشت و با رنسانس حیات تازۀ واقعی خود را آغاز کرد.6

 

پنج: نهضت هومانیسم در ایتالیا

    آنچه بعد از دانته در زمینۀ مسایل مربوط به نقد ادبی در ایتالیا تا یک چند، و مخصوصاً در دورۀ معروف به رنسانس، توجه صاحبنظران را جلب کرد بحث درین مسأله بود که آیا باید مسأله دانته برای شعر و ادب از زبان محلی ایتالیایی استفاده کرد یا آنکه می بایست شعر و ادب قدماء عهد شرک را همچنان با زبان لاتینی قدیم خود آنها تقلید نمود؟ طریقه یی که احیاء زبان قدیم لاتین را بیشتر توصیه می کرد و در واقع میخواست تا ادب عهد شرک را برغم مخالفتی که در قرون وسطی واسکولاستیک که نسبت به آن داشت  دیگر باره زنده کند مخصوصاً به وسیلۀ کسانی توصیه میشد که هومانیست خوانده میشدند و درین سالها فرانچسکو پترارکا ( 137 – 1304) شاعر و محقق در رأس آنها بود.1

 

پترارکا و بوکاتچو

     از لحاظ نقد ادبی، پترارکا در هر حال این اهمیت را دارد که به عنوان بانی هومانیسم، از پیشروان آنگونه نقدی است که آن را نقد متون می خوانند. درمسألۀ داوری راجع به دانته و ارزیابی تأثیر کار او، آنچه پترارکا اظهار کرد در واقع قدر و بهای دانته را می کاست پترارکا محبوبیت دانته را نمی توانست بپذیردو مخصوصاً او را به خشونت وتندی منسوب و متهم می کرد. در صورتیکه یک شاعر و نویسنده و هومانیست بزرگ دیگر درین عصر - جووانی بوکاتچو (1735- 1313) – که به اندازۀ پترارکا خودخواه نبود، در تفسیر و شرح کمدی الهی، اهتمام بسیار به خرج داد و با این کار و نیز با تدوین مجموعۀ داستان معروف به « دکامرون » کاری را که دانته در اشاعه و توسعۀ زبان ایتالیایی آغاز کرده بود ادامه داد .2

 

 

 

 

رنسانس و ادبیات ایتالیا

    این علاقه به شعر سبب شد که این شاعران و نویسندگان در واقع جزو پیشروان رنسانس ایتالیا محسوب شوند. به علاوه شدت این علاقه در نزد هومانیستهایی مثل پترارکا و بوکاتچو به قدری بود که آنها حتی الهیات مسیحی را هم نوعی شعر خواندندـ شعر خدا. اما این طرز تلقی از شعرالبته نمی توانست از عکس العمل خالی باشد با اینهمه یک عکس العمل مؤثر بر ضد آن، که عبارت از مخالفت جیرولامو ساوونارولا (1498 – 1452) بود اهمیت شعر را بکلی نفی نمی کرد.3

    بدینگونه، در باب شعر وشاعری، رأی ساوونارولا بکلی مخالف رأی هومانیست ها بود، اما بکلی مخالف شعر و شاعری نبود. در واقع وی در یک رسالۀ خویش، در باب اقسام و فواید علوم که شش سالی قبل از مرگ خویش نوشت علوم مختلف را بر حسب فایده یی که از لحاظ دینی دارند تقسیم کرد وبیشتر آنچه را هیچ گونه فایده یی نداشت زاید و محکوم شمرد. معهذا وی نیز آنگونه که در نزد اسکولاستیک ها سابقه داشت شعر را در ردیف منطق و دستور زبان قرار داد و خاطر نشان کرد که آنچه از نظر وی شعر را مردود و در خور نکوهش می کند نفس و ماهیت شعر نیست سوء استفاده از افراط و تفریطی است که در آن کرده اند و میکنند. خود وی مسأله وزن و قالب را در شعر امری قراردادی و چیزی ورای جوهر و ماهیت شعر می شمرد از این رو کتاب مقدس را عالی ترین و پاکیزه ترین صورت شعر تلقی می کرد و بدینگونه، چون شعر را مثل منطق، با فلسفه مطابق می یافت و کتاب مقدس را هم عین حقیقت می دید ناچار وی نیز مثل هومانیست ها اما با طرز تلقی خاص خویش – در کتاب مقدس تجسم شعر واقعی نشان  داد، و به همین سبب در عین آنکه نسبت به افراط و تفریط های شاعران به مبارزه و اعتراض برخاست نسبت به شعر و شاعری به هیچ وجه مثل آباء کلیسا نظر مخالف اظهار نکرد. 4 معهذا این سعی که هومانیسم جدید در احیاء ادب و فرهنگ یونانی و رومی ورزید از لحاظ نقد ادبی این فایده را داشت که نقد واصلاح متون را به عنوان یک مسألۀ جدی مطرح نظر ساخت به علاوه در ذوق و سلیقۀ خود هومانیست ها نیز تأثیر نهاد و تقلید شیوۀ نویسندگان عهد شرک ناچار سبک و سلیقۀ آن نویسندگان را هم در بین هومانیست ها رواج داد. 5 

 

شارحان ارسطو

    باری مهمترین ماجرای عهد رنسانس از لحاظ تاریخ نقد ادبی در ایتالیا عبارت بود از کشف نسخۀ فن شعر ارسطو.6 در بین شرحهای عمده یی که در دوران رنسانس بر کتاب ارسطو نوشته شد آنچه مخصوصاً از لحاظ تاریخ نقد ادبی اهمیت خاص دارد شاید عبارت باشد از شرح ربرتلو (1548) و شرح کاستلوترو ( 1571 ) به کمک این شرحها، و رسالات و تحقیقات بسیار دیگر که دربارۀ آراء ارسطو درین سالها به وسیلۀ منتقدان و هومانیست ها انجام شد اهمیت فن شعر از لحاظ فلسفی هم بررسی شد اهمیت فن شعر از لحاظ فلسفی هم بررسی شد. فرانچسکو ربرتلو چون در آثار ادباء و فلاسفه رم و یونان تبحر وتسلط بسیار داشت توانست در شرح و نقد متن نکته سنجی های جالب کند و پاره‌یی اقوال دانای یونان را به کمک شواهد و قراین اثبات و تأیید نماید. از جمله دعوی ارسطو در باب تفوق شعر بر تاریخ به استعانت پاره یی شواهد که از افلاطون و دیگران آورده بود اثبات نمود و در باب کتارسیس هم که ارسطو آن را حاصل تراژدی می دانست بنا را برتفسیر فلسفی دانست و آن را عبارت دانست از لذتی که به سبب رهائی از ترس و ترحم در انسان پدید می آید. اما کاستلوترو (1571 – 1505) که او را به حق باید از پیشروایان زیبا شناسی و نقد ادبی ایتالیا محسوب داشت در شرح و تفسیر آراء ارسطو خیلی بیش از ربرتلو به تفصیل و توسع گرائید و همین امر به او فرصت داد تا در اقوال ارسطو نکته سنجی های تازه انجام دهد و تحقیقات بدیعی از خود بر سخنان ارسطو بیفزاید...7

    بدینگونه آنچه در دورۀ رنسانس – و در دوران معروف به کلاسیک در ادبیات فرانسه به نام وحدت های سه گانه به ارسطو منسوب شده در واقع ساخته و پرداختۀ تفسیر کاستلوترو محسوبست و بعد از وی شارحان ارسطو نیز آنرا پذیرفتند ومخصوصاً به خاطر رعایت اصل حقیقیت نمایی  (verisimilitude) در رعایت آنها تأکید کردند. 8 در هر حال در قسمت عمده یی از قرن شانزدهم و هفدهم نقد ادبی در ایتالیا غالباً تحت تأثیر فن شعر ارسطو و مسایل ناشی از آن بود.9

 

شش : رنسانس اسپانیایی

    در واقع اسپانیا که قرنهای دراز تحت تسلط رومی ها بود در قرون وسطی میعادگاه فرهنگ های متعدد، از جمله فرهنگ اقوام گوت، عرب، یهود نیز، گشت و بدینگونه سرزمینی که در عهد شرک رومی ها کسانی مثل سنکا، لوکن، و کنتی لیان را به فرهنگ غرب داد در قرون وسطی کسانی مثل ابن رشد عرب و ابن سیحون یهودی را نیز در کنار ایزیدور، و ریمون لول پرورش داد. ارزیابی این فرهنگ بدون توجه به تاریخ اسپانیا در عهد مسلمین غیر ممکن است و اینجا باید به یک اشارت بسنده کرد. می توان گفت از 711 که اسپانیا از دست گوتها به دست مسلمین افتاد تاریخ اسپانیا از دیدگاه ملی و مذهبی آنها تا وقتی که اعراب از اسپانیا رانده شدند چیزی جز یک رشته نزاع هشتصد ساله نیست. 1 معهذا رنسانس اسپانیا که در واقع اندکی قبل از دوران فرمانروائی فردینان و ایزابل آغاز می شد، به هیچوجه قطع ارتباط با گذشته نیست و جریانهای ادبی هر چند درین دوره قوت و شهرت پیدا میکند لیکن با گذشته به هیچ وجه بی ارتباط نیست.2

 

هومانیسم در اسپانیا

نهضت هومانیسم هم در واقع در دورۀ ایزابلا و فردینان توسعه یافت، هر چند قبل از آن هم فکر احیاء فرهنگ یونانی و لاتینی کهن تا آنجا که کلیسا می توانست اجازه دهد تدریجاً جای برای خود باز می کرد. کلیسا نیز ظاهراً بدان سبب که اینگونه مطالعات را همچون وسیله یی تلقی می کرد که اذهان را از صرف وقت در تفسیر و تعمق ناروا در مندرجات کتاب مقدس منصرف و به خود مشغول می داشت تدریجاً در هومانیسم به دیدۀ تسامح و اغماض نگریست وحتی جماعت ژزوئیت هم بدان رغبت خاص نشان داد. قبل از دوران فردینان و ایزابلا در بین کسانی که با ذوق هومانیسم از مسایل مربوط به   فن شعرو نقد ادبی سخن گفته اند می توان نام دن انریک دویلنا (1384 – 1432) را ذکر کرد که در رساله یی به نام فن شاعری (=Arte de Trobar) پاره یی ملاحظات در باب قواعد مربوط به اوزان و قوالب دارد و یک جا نیز مجلس مشاعره یی را در شهر بارسلونا توصیف می کند که داور مجلس در بین شاعران از روی قواعد و اصول مربوط به صناعت قضاوت می کند. همچنین از نجیب زاده یی به نام مارکز دسانتیانا ( 1458- 1388) باید یاد کرد که در مقدمه یی بر مجموعۀ اشعار خویش از شعر سخن می گوید وآن را عبارت میداند از «چیزهایی سودمند که آنها را در کسوت زیبایی پوشانیده باشند» و بدینگونه شعر را جامع بین سودمندی و زیبایی میداند.3

    در بین هومانیست های اسپانیا نام آنتونیودنبریخا، خوان دوالدس ، و خوان دل انسینا مخصوصاً از لحاظ نقد ادبی در خود ذکر به نظر می رسد. انتونیودنبریخا در لغت و دستور زبان اهمیت بسیار یافت. وی در ایتالیا ده سال صرف مطالعۀ ادبیات لاتین کرد، و خیلی زودتر از هومانیست های ایتالیا به این نکته برخورد که پایه واقعی ادب کلاسیک باید تقلید وتتبع دقیق آثار نویسندگان قدیم عهد شرک باشد. ازین حیث وی را از پایه گذاران ادب کلاسیک در اسپانیا باید شمرد. در یک رسالۀ راجع به علم بلاغت هم از گذشتگان سرمشق گرفت. اما خوان دوالدس (1503 – 1541) مثل برادرش آلفو نسود والدس، تا حد زیادی تحت تأثیر اراسموس (1536 -1469 ) هومانیست پروتستان مآب اما در عین حال بالنسبه محافظه کار هلندی قرار داشت و هردوشان تقریباً طرز فکر یک پروتستان را ارائه می کردند نهایت آنکه محکمۀ تفتیش عقاید البته نمی توانست این طرز تفکر را تحمل کند و آنها نیز مثل استاد و مرشد خویش اراسموس ترجیح می دادند که رابطۀ خود را با کلیسا ی کاتولیک نگه دارند. هر دو برادر قریحآ عالی داشتند و رساله یی به سبک گفت و شنودهای لوسین نویسندۀ یونانی تحت عنوان گفت وشنود مرکوریو و کارون در انتقاد سیاست های اروپایی آن عصر باقی است که آنرا به هردو برادر منسوب کرده اند و احتمال می رود از آلفونسو باشد. رساله یی هم به همان شیوۀ گفت و شنود در باب زبان به خوان دوالدس منسوبست که یک بحث فنی و علمی واقعی را در باب ارزش زبان اسپانیایی و لزوم تهذیب و تزئین آن در بر دارد و به قدری دقیق و سنجیده است که حتی ادبیات جدید اسپانیا نیز ، صرف نظر از پاره ی اقوال و دعاوی، آن را هنوز قابل ملاحظه می شمارند.

    خوان دل انسینا (1529 – 1469 ) هم در واقع مبدع واقعی تئاتر غیر مذهبی در اسپانیا بشمارست و گذشته از تئاتر، وی به شعر و موسیقی و حتی مسایل سیاسی هم علاقه و توجه خاص داشت وی شاگرد و دست پرورده نبریخا بود وچون نغمه های چوپانی ویرژیل را ترجمه می کرد خود او نیز پاره یی آثار به تقلید آنها به وجود آورد که شامل گفت وشنودهای بین روستاییان و چوپانان می شد و نوعی تئاتر بشمار می آمد. البته آثار تئاتری خوان دل انسینا اهمیت چندانی نداردچراکه مخصوصاًفاقد حرکت و هیجان کافی است وغالباً از لحاظ زبان و بیان نیز مصنوعی به نظر می رسد اما اهمیت او از نظر نقد ادبی کمتر از اهمیت او از جهت آثار ابداعی نیست. نویسنده تحت تأثیر استاد خویش خوان دنبریخا مسایل مربوط به وزن و قالب شعر را مطرح وبحث می نماید و در آن خاطر نشان می کند که این قواعد و رموز فنی را هر شاعری باید به دقت بیاموزد چرا که شاعر اگر به این اسرار حرفه یی واقف نباشد هر قدر هم قریحه و استعداد خدا داد داشته باشد باز در حکم زمین حاصلخیزی است که استعداد باروری دارد اما آنرا به درستی آمادۀ زراعت نکرده اند.4

یک هومانیست دیگر این دوره که نیز از لحاظ نقد ادبی اهمیت دارد عبارتست از خوان لویس ویوس (1540 – 1492 ) که در عین حال مهمترین فیلسوف اسپانیا در عهد رنسانس نیز هست و هر چند فلسفۀ او بیشتر التقاطی است به کلی فاقد اصالت نیست و مخصوصاً در مسایل مربوط به روانشناسی و علوم تربیتی از پیشروان تحقیقات جدیدست.

     در بین آثار متعدد وی رساله یی هم در مسایل مربوط به بلاغت و ادب هم هست. نویسنده در طی آن آزاد اندیشی و اصالت نادر الوجودی نشان می دهد که تازه است. از جمله بر فکر لزوم تبعیت از قدما اعتراض می کند و می گوید وقتی امروز دیگر در اسپانیا هیچ کس از روی اصول معماری رومیان خانه نمی سازد چرا باید در سایر امور از ذوق وسیلۀ قدما تبعیت کرد؟ بر خود قدما و آثار آنها جای اعتراض بسیار هست از جمله کنتی لین آنچه مربوط به بحث خیر وشرست با آنچه به بحث زشت و زیبا ارتباط دارد تفاوت نمی گذارد و آنچه دیمتریوس در باب سبک های سه گانه گفته است چندان دقیق نیست. از این رو نباید زیاده پای بند اقوال قدما شد. به تجارب امروز ینگان هم باید اهمیت داد. نه آیا کومریهای اسپانیایی جدید از حیث موضوع و مضمون به مراتب بیش از کومدیهای قدیم یونانی می توانند برای عامه جالب باشند؟ این طرز تلقی لویس ویوس از ادب قدما در واقع یک نشانۀ آغاز دوران ادبی جدیدی است که در تاریخ ادبی اسپانیا آن را به عنوان قرن طلائی ( = EL siglo de oro ) می خوانند.5

 

قرن طلایی اسپانیا

     این دوران طلایی ادبیات اسپانیا در واقع با انتشار مجموعه یی از شعر دو شاعر در سال 1543 شروع شد که هر دو درین هنگام در گذشته بودند: خوان بوسکان، و گارسیلازو دلاوگا.

   این دو تن، سالها قبل از انتشار اولین مجموعۀ غزلیات رنسارد فرانسوی توانستند شیوۀ تغزل ایتالیایی را در زبان اسپانیایی تقلید یا اقتباس کنند. خوان بوسکان ( 1542 – 1490 ) که به پیشنهاد و تشویق یک سفیر ایتالیایی به این کار دست زد با آنکه درین شیوه توفیق  قابل ملاحظه یی یافت اما قریحۀ زیادی در شاعری نشان نداد چرا که وی بیشتر به نثر علاقه داشت. اما گارسیازو ( 1536 – 1505 ) درین شیوه قریحۀ عالی نشان داد و می توان گفت در اندک مدت شعر غنایی واقعی اسپانیا را در وی به وجود آورد.6

 

سر وانتس و دن کیخوته

    در بین آثار ابداعی عمده یی که در ین قرن طلایی به وجود آمد آنچه مخصوصاً از لحاظ نقد ادبی قابل ملاحظه است داستان دن کیخوته یا دن کیشوت اثر میخل            ( 1616- 1546) است. خود کاتب در واقع هدف و غایت انتقادی دارد، چرا که هدف عمدۀ سروانتس از تحریر کتاب جلوگیری از شوق دیوانه وار مردم به مطالعۀ کتابهای پهلوانی و از میان بردن تأثیری بوده است که اینگونه کتابها در بین عوام کسب کرده اند چنانکه تمام جنون دن کیخوته مولود مطالعۀ همین داستانهاست. روح انتقادی نه فقط در لحن طنزی که نویسنده در نقل جزئیات حوادث دارد پیداست بلکه از تمسخری که دز مقدمه نسبت به گزافه گویی بعضی نویسندگان خودستا دارد، و از توجهی که خود وی به قضاوت ذوق عامه – به عنوان یک داور کهنسال – نشان می دهد نیز آشکارست. در واقع وی با آنکه بر ذوق عامه هم ایراد دارد و آن را تحت تأثیر نفوذ ادیبان می داند، آنچه به نقد خود وی رنگ تعلیم می دهد توجه اوست به تعلیم اشارت دارد. در مطاوی کتاب هر جا نویسنده فرصت پیدا می کند به ایراد مطالب انتقادی می پردازد. از جمله چند جا دربارۀ قصه سرایی خاطر نشان می کند که اغراق و دروغ هیچ زیبایی و و تناسبی به وجود نمی آورد. به علاوه دروغ وقتی ممکن است قصه را زینت و رونق ببخشد که حقیقت نما باشد و این نکته نشان می دهد که در نظر او حقیقت تا چه حد در قصه ضرورت و اهمیت دارد. 7

 

لوپه دوگا وکمدی اسپانیائی

از مبدعان دیگر که درین عصر وارد مسایل مربوط به نقد ادبی شده اند یک نام درخشان دیگر عبارتست از لوپه دوگا (1635-1564) که او را شکپیر اسپانیا خوانده اند،وی بنابر مشهور بالغ بر یکهزارو هشتصد نمایشنامه نوشت که البته قسمت عمدۀ آنها از بین رفته است و از نزدیک چهارصد نمایشنامه یی که امروز به نام او باقی است نیز پاره یی هست که در انتساب آنها وی جای تردید هست. نمایشنامه های وی که برای خوشانید عامه و موافق با ذوق و سلیقۀ آنها نوشته می شد نزد عامه چنان محبوبیتی برای وی به وجود آورد که کلمۀ لوپه در زبان عامه مرادف با مفهوم فوق العاده و عالی به کار رفت و وقتی می خواستند چیزی را عالی و فوق العاده بخوانند می گفتند لوپه است (=es Lope ). این شهرت و توفیق بی سابقه در واقع بدان سبب بود که نمایش های وی جواب گوی نیاز معنوی و ذوق و سلیقۀ عامه و هم موافق با سبک بیان و طرز تفکر آنها بود. می توان گفت نمایشنامه‌های وی نوعی نمایشنامۀ رمانتیک – قبل از پیدایش مکتب رمانتیک اروپایی -  بود و از همین روست که او را در ردیف شکسپیر قرار داده اند. در حقیقت آنچه جنبۀ رمانتیک به این نمایشنامه ها می داد مخصوصاً آزادی از قید محدودیتهایی بود که پای بند به وحدت زمان و مکان پیش می آورد و ویژگی دیگر ان آمیختن عنصر کمدی و تراژدی بود که با معیارهای کلاسیک قابل قبول به نظر نمی رسید. نمایشنامه های وی سه پرده داشت در پرده اول نویسنده اوضاع و احوال واقعه و اشخاص داستان را مطرح می کرد، در پرده دوم واقعه پیچیدگی پیدا می کرد و گره می خورد، اما تا اواسط پرده سوم نویسنده حواذث را در وضعی نگه می داشت که هیچ کس نمی توانست پایان کار را حدس بزند چرا که تا جریان واقعه به جایی می رسید که ممکن بود باقی ماجرا را حدس بزنند مردم از تئاتر بیرون می آمدند و دنبال کار خود می رفتند. این تعلیق و انتظار طولانی که حفظ و ادامۀ آن ناچار دشواریهای بسیار هم داشت در واقع یک نکتۀ عمده در کمدی اسپانیایی هم بود. البته زبان نمایشنامه چنان بود که طبقه عامه از آن به آسانی می توانست التذاذ حاصل کند اما نثر نبود شعر بود و در اجزاء مختلف داستان هم وزن آن به میل نویسنده یا بر حسب اقتضای احوال تغییر می کرد. 8

    معهذا جالب ترین دفاع از کمدی اسپانیایی منظومه کوتاهی بود از لوپه دوگا که وی در 1609 تحت عنوان هنر جدید کمدی پردازی با لحنی که ظاهراً از طنزی هم خالی نیست در باب شیوۀ کمدی نویسی پرداخت. 9

    باری این غلبۀ ذوق عامه البته می بایست تئاتر اسپانیا را بکلی مبتذل و تباه کند معهذا چیزی که آن را ازین ابتذال باز داشت در واقع نبوغ و قدرت ابداع لوپه و چند تن از معاصرانش بود و آخرین جلوۀ این « قرن طلایی » را در آثار کالدرون (1681 – 1600) باید جست که بیش از یکصد کمدی از او باقی است و شاید عمیق ترین آنها نمایشنامۀ زندگی خواب است باشد که روح صوفیانه و شرقی و در عین حال نشانۀ عمق تجلی روح اسپانیایی است در کمدی قرن طلایی. 10 انحطاط ادبی که با مرگ کالدرون (1681) آغاز شد تا شروع عهد رمانتیسم در سر تا سر قرن هجدهم ادامه یافت. 11 البته نهضت رمانتیک هم مثل همین مکتب کلاسیک نو همچون متاعی وارداتی از خارج و مخصوصاً از فرانسه به اسپانیا راه  یافت . معهذا وقتی در دنبالۀ دوران رکود و انحطاط ادبی قرن هجدهم رمانتیسم به اسپانیا راه پیدا کرد با مجموع آنچه ویژگی اسپانیایی خوانده می شد به طور غریبی سازگار افتاد. این نکته در حقیقت غرابتی هم نداشت. نه آیا مخصوصاً تئاتر اسپانیایی بود که به رمانتیک های فرانسه – از جمله ویکتور هوگو – مایۀ الهام داد؟ می توان گفت اسپانیا در قرن هفدهم بدون آنکه خود متوجه باشد یک تئاتر رمانتیک واقعی داشت اما فقط در قرن نوزدهم بود که به این جوهر رمانتیک خود نوعی خود آگاهی یافت.12

 

پنج: اندیشۀ دکارت، اندیشۀ فرانسوی

    با آنکه اولین اثر عمده یی که دوران رنسانس فرانسه در زمینۀ نقد ادبی به وجود آورد رسالۀ معروف دوبلی (1560 – 1525) در دفاع و آرایش زبان فرانسه، و در حقیقت بحثی ادبی مشتمل بر قیاسات خطابی بود، نقد ادبی در فرانسه غالباً بر تفکر انتقادی مبتنی بود و هر چند در مقابل میراث معروف دکارت « می اندیشم، پس هستم » - آنچه بعضی منتقدان فرانسوی دنبال کردند گه گاه بر شعاری از نوع « احساس دارم ، پ قیمت این فایل 12000تومان می باشد

خرید آنلاین

دانلود پاورپوینت تئاتر درماني  

دانلود پاورپوینت تئاتر درمانی


تئاتر که نام دیگر آن سایکودرام می­باشد همان نقشی است که هر کدام از ما در زندگی روزمره­ی خود داریم. یکی از ما، در نقش پدر،

ادامه مطلب  

تحقیق درباره تئاتر  

تحقيق درباره تئاتر


این محصول در قالب ورد (WORD) و قابل ویرایش در 64 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان از خرید، مطالب

ادامه مطلب  

دانلود تحقیق آماده با موضوع تئاتر کودکان - 4 صفحه ورد  

دانلود تحقيق آماده با موضوع تئاتر کودکان - 4 صفحه ورد


      تئاتر کودکانبا علم به اینكه تئاتر مادر هنر هاست یعنی تمامی هنر ها از جمله نقاشی &nda

ادامه مطلب  

تحقیق درباره تئاتر و سينما  

تحقيق درباره تئاتر و سینما


این محصول در قالب ورد (WORD) و قابل ویرایش در 27 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان از خری

ادامه مطلب  

دانلود پاورپوینت تئاتر درمانی  

دانلود پاورپوینت تئاتر درمانی


فرمت: پاورپوینت     تعداد اسلاید: 68 قابل ویرایش و آماده پرینت

ادامه مطلب  

دانلود پاورپوینت تئاتر درماني  

دانلود پاورپوینت تئاتر درمانی


فرمت:پاور پوینت     تعداد اسلاید:68       قابل ویرایش و آماده چاپ لینک خرید و دانلودپایین صفحهقسمتی از متن ا

ادامه مطلب  

تحقیق درباره نور در تئاتر شاعرانه  

تحقيق درباره نور در تئاتر شاعرانه


این محصول در قالب ورد (WORD) و قابل ویرایش در 75 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان

ادامه مطلب  

تحقیق درباره تئاتر مدرن  

تحقيق درباره تئاتر مدرن


این محصول در قالب ورد (WORD) و قابل ویرایش در 64 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان از خرید،

ادامه مطلب  

پاورپوینت آمفی تئاتر کلوسوم (پروژه درس آشنایی با معماری جهان)  

پاورپوینت آمفی تئاتر کلوسوم (پروژه درس آشنایی با معماری جهان)


        نوع فایل: power pointقابل ویرایش  15 اسلاید قسمتی از اسلایدها:بزرگ

ادامه مطلب  

مقاله درباره چرا باید به تماشای تئاتر برویم  

مقاله درباره چرا باید به تماشای تئاتر برویم


فرمت فایل : WORD(لینک دانلود پایین صفحه)تعداد صفحات: 9صفحه     تعریف:قبل از هر گونه صحبتی و به قول نه

ادامه مطلب  

صفحات ادامه نتايج:  1